گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵۴

 

خوش عادت خوش خو که محمد داردما را شب تیره بینوا نگذارد
بنوازد آن رباب را تا به سحرور خواب آید گلوش را بفشارد


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸

 

صد پرده شبی فلک ز من برداردتا روز چو شب زپرده بیرون آرد
ار دست شب و روز به شب بگریزدهر کس که چو روز من شبی بگذارد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹

 

خود عهد کسی کسی چنین بگذاردکاندر بد و نیک هیچ یادش نارد
جانا ز وفا روی مگردان که هنوزخاک در تو نشان رویم دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱

 

نوک قلمت که مشک از او می بارد
بر صفحه گل عنبر تر بنگارد
برنامه هستی قلم انصافت
بنشاند عدل و ظلم از او بردارد


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲

 

ز آن درد که آن دیده روشن دارد
چشمم ز برای او گهر می بارد
آن درد اگر غمزه او بگذارد
چشمم به مژه ز چشم او بر دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۲

 

زین سر که زبان دور باشت دارد
خصمان ترا بگفت و گو نگدارد
پیوسته ز خون دشمنان آب خورد
این شاخ که مرگ ناگهان بار آرد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۳

 

بر من چو لبت ببوسه شکّر بارد
چشم تو روا بود گرش بشمارد
بادام شکسته ات دو مغزت از آن
هر یک بدو در شمار من می آرد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۴

 

آیین ستمگری که عالم دراد
در طبع بهار عدل می نگذارد
از بیم مصادره نمی یارد شاخ
کز جیب شکوفه سیم بیرون ارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۵

 

زلف تو از آن باد که در سر دارد
جز بر گل لاله گام می نگذارد
در سایۀ رخسار تو چون جای گرفت
شاید که بآفتاب سر در نارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۶

 

خون گشته دلم با تو چنان خو داد
کاندوه ترا شادی جان پندارد
در چشم اگرش فرو گذارم یک دم
سر جز بستانۀ درت بر نارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۷

 

زلف تو که خون خلق ازو می بارد
گیرم دل عاشقان همی آزارد
باری کلهت بروچه دعوی داد؟
کز سایه بآفتاب می نگذارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۸

 

گر حلقۀ زلف تو کسی زبشمارد
در حال دلش بکفر ایمان آرد
زین سر که سر زلف درازت دارد
کس را بوصال روی تو نگذارد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۹

 

آن ماه که چرخ بر رخش مهر آرد
نقاش ازل مثل رخش ننگارد
دی گفت زقامتم خجل گردد سرو
ای سرو ، مگو هیچ ، که قدش دارد؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۲۹

 

خسرو چو به خرمی قدح بر دارد
وز ابر بیان در معانی بارد
از رحمت او چه کم شود گر گه گاه
این گمشده را به لطف خود یادآرد؟!


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۲۰۱

 

گردون خود را گرچه سخی پندارد
جز کام دل همچو خودی برنارد
دل سختان را ز یکدگر فتح بود
قفل آهن، کلید از آهن دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی