گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹

 

اکنون که گل سعادتت پربار استدست تو ز جام می چرا بیکار است
می‌خور که زمانه دشمنی غدار استدریافتن روز چنین دشوار است


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹

 

امشب شب من بسی ضعیف و زار استامشب شب پرداختن اسرار است
اسرار دلم جمله خیال یار استای شب بگذر زود که ما را کار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴

 

انصاف بده که عشق نیکوکار استزانست خلل که طبع بدکردار است
تو شهوت خویش را لقب عشق نهیاز شعوت تا عشق ره بسیار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۰

 

در باغ من ار سرو و اگر گلزار استعکس قد و رخسارهٔ آندلدار است
بالله به نامی که ترا اقرار استامروز مرا اگر رگی هشیار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۵

 

سرسبز بود خاک که آتش یار استخاصه خاکی که ناطق و بیدار است
این خاک ز مشاطهٔ خود بی‌خبر استخوش بی‌خبر است از آنکه زو هشیار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۴

 

شب رو که شبت راهبر اسرار استزیرا که نهان ز دیدهٔ اغیار است
دل عشق‌آلود و دیده‌ها خواب‌آلودتا صبح جمال یار ما را کار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۰

 

من کوهم و قال من صدای یار استمن نقشم و نقشبندم آن دلدار است
چون قفل که در بانگ درآمد ز کلیدمی‌پنداری که گفت من گفتار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۴

 

یاری که غمش دوای هر بیمار استاو را یار است هرکه با او یار است
گویند مرا باش در کار مداممن بی‌کارم ولیک او در کار است


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان » شمارهٔ ۴۶

 

گر جان گویم عاشق آن دیدار است

ور دل گویم واله آن گفتار است

جان و دل من پر گهرِ اسرار است

لیکن چه کنم که بر زبان مسمار است


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲

 

خاقانی اگر خرد سر ترا یار است
سیلی مزن و مخور که ناخوش کار است
زیرا سر هر کز خرد افسردار است
بر گردنش از زه گریبان عار است


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰

 

دنیا که دلت ز حسرت او زار است
سرتاسر او تمام، محنت‌زار است
بالله که دولتش نیرزد به جوی
تالله که نام بردنش هم عار است


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸

 

هر تازه گلی که زیب این گلزار است
گر بینی، گل و گر بچینی، خار است
از دور نظر کن و مرو پیش که شمع
هر چند که نور می‌نماید، نار است


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸

 

مقصود ز احسان درم و دینار است
چندم دهی امید که زر در کار است؟
از بخشش اگر وعده امید است تو را
امید به دولت شما بسیار است


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی