گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹

 

آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاختدیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
با خود می‌گفت چون ز صورت برهمبا صورت عشق عشقها خواهم باخت


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۳

 

عشق تو در اطراف گیائی میتاختمسکین دل من دید نشانش بشناخت
روزیکه دلم ز بند هستی برهددر کتم عدم چه عشقها خواهم باخت


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

 

چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت
درمانش تحملست و سر پیش انداخت
یا ترک گل لعل همی باید گفت
یا با الم خار همی باید ساخت


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۷

 

نردِ هوسِ وصال میباید باخت

اسبِ طمعِ محال میباید تاخت

یک لحظه سپر همی نباید انداخت

میباید سوخت و کار میباید ساخت


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق » شمارهٔ ۳۹

 

تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت

میخواهم سوخت و نیز میخواهم ساخت

تو شاد بزی که نرد عشقت شب و روز

تا من باشم با تو همی خواهم باخت


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۶۶

 

زان روز که حسنت علم عشق افراخت

هر چیز که دید پردهٔ روی تو ساخت

دادی همه را به یکدگر مشغولی

تا با تو کسی می نتواند پرداخت


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق » شمارهٔ ۳۱

 

در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت

پروانه صفت پای ز پر خواهم ساخت

جان و تن ودین و دل و ملک دوجهان

در باختم و چیز دگر خواهم باخت


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷

 

ای جان عزیز تن بباید پرداخت
گر با غم عشق و عاشقی خواهی ساخت
اندر دل کن ز عشق خواری و نواخت
با روی نکو چو عاشقی خواهی باخت


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳

 

گر باد پریر خود نرگس بفراخت
دی درع بنفشه نیز بر خاک انداخت
امروز کشید خنجر سوسن از آب
فردا سپر از آتش کل خواهد ساخت


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۱

 

از بس که تنم ز آتش دل بگداخت
نتوان تنم از شمع همی باز شناخت
زین بیش مرا مسوز جانا که چو شمع
هر شب تنی از موم نمی شاید ساخت


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۸

 

هرچند هنر به کس نخواهد پرداخت
غربت‌زده را ساز هنر باید ساخت
نی گرچه ز خود آه ندارد به جگر
خلقش ز برای خویش خواهند نواخت


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۹

 

جان از تو دمی برد دمی دیگر باخت
تن از تو گهی قوی شد و گاه گداخت
نه در نظر آیی و نه در دل گنجی
ای عشق، حقیقت تو را کس نشناخت


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی