گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶

 

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولیوین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردمدر کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشیهم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفتاین قصه اگر گویم با چنگ و رباب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵

 

این سر که به تن دارم مست می ناب اولیاین کاسه که من دارم سرشار شراب اولی
این است اگر ساقی، می خور ز حساب افزونزیرا که چنین مستی تا روز حساب اولی
هر جا بت سر مستی با جام شراب آیدمرغ دل هشیاران البته کباب اولی
آن خواجه که می‌دانم جرم همه می‌بخشدپیش کرمش رفتن ناکرده ثواب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶

 

آن زلف مشَّوش وش اندر خم و تاب اولی
وآن نرگس خوش منظر مخمور و خراب اولی
چون مشک و گل و نسرین خوش منظر و خوش بویند
بر عارض گلگونت بر مشک و نقاب اولی
در دیده من چهرت در سینه من مهرت
هم دیده و هم سینه بی این دو کباب اولی
چون فصل بهار آید گل در صف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی