گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «شترا»

 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۵

 

از دل بپرس نیک و بد هر سرشت را

آیینه است سنگ محک، خوب و زشت را

بی چهره گشاده به دوزخ بدل کند

دربسته گر دهند به عاشق بهشت را

ممنون نوبهار نگردند اهل درد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۶

 

فصل بهار کرد مصور بهشت را

پر حور ساخت عالم خاکی سرشت را

هر موج سبزه صیقل زنگ کدورت است

از کف درین دو هفته مده طرف کشت را

هر شاخ خشک می دهد از جوی شیر یاد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۹

 

دادی به باد، طره عنبر سرشت را

کردی کساد، نکهت باغ بهشت را

سر، شمع سان ز داغ به آتش که می دهد؟

آیا کسی چه چاره کند، سرنوشت را؟


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی