گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۰۳

 

من خدمت تو کردم و تو حق شناس نهالحق خیال توست به جای تو حق شناس
از ده خیال تو که به ده شب به تو رسیدبر دل هزار منت و بر دیده صد سپاس


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۷

 

ساقی به جان و سر که به جان دارمت سپاس
قد قامت الصلات برآمد بیار کاس
از می چه می‌هراسد می خواره محتسب
گو از حرام و فسق و ربا و زنا هراس
دل با خدای دار و به بت‌خانه راز گوی
در حشر کی خرند ز ما لابه و مکاس
تو هیچ نیستی به قیاس و همه تویی
کی آن گهی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری