گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹

 

صد گل به باد رفت و گلابی ندید کسصد تاک خشک گشت و شرابی ندید کس
با تشنگی بساز که در ساغر سپهرغیر از دل گداخته، آبی ندید کس
طی شد جهان و اهل دلی از جهان نخاستدریا به ته رسید و سحابی ندید کس
این ماتم دگر، که درین دشت آتشیندل آب گشت و چشم پر آبی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵۱

 

صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس
صد تاک خشک گشت و شرابی ندید کس
باتشنگی بساز که در ساغرسپهر
غیر از دل گداخته ،آبی ندیدکس
آب حیات می طلبد حرص تشنه لب
در وادیی که موج سرابی ندید کس
طی شد جهان واهل دلی از جهان نخاست
دریا به ته رسید و سحابی ندید کس
این ماتم دگر که درین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۵

 

جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
غیر از دل برشته کبابی ندید کس
آیا کدام شیوه، دل آشوب عاشق است؟
روی تو را ز طرف نقابی ندید کس
در دهر گوشه ای که توان زیستن کجاست؟
اینجا به کام جغد، خرابی ندید کس
در حیرتم که شادی و غم را مدار چیست؟
لطفی عیان نگشت و عتابی ندید کس
جز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی