گنجور

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - ای آن که غمگنی

 

ای آن که غمگنی و سزاواریوندر نهان سرشک همی باری
از بهر آن کجا ببرم نامشترسم ز بخت انده و دشواری
رفت آن که رفت و آمد آنک آمدبود آن که بود، خیره چه غمداری؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟گیتی‌ست، کی پذیرد همواری
مستی مکن، که ننگرد او مستیزاری مکن، که نشنود او زاری
شو، تا قیامت آید، زاری کنکی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۹

 

ای غافل از شمار! چه پنداری؟کت خالق آفرید پی کاری؟!
عمری که مر توراست سرمایهوید است و کارهات به این زاری!


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰

 

تمییز و هوش و فکرت و بیداریچون داد خیره خیره تو را باری؟
تا کار بندی این همه آلت رادر غدر و مکر و حیلت و طراری؟
تا همچو مور بی خور و بی‌پوششکوشش کنی و مال فراز آری!
از خال و عم به ناحق بستانیوانگه به زید و خالد بسپاری!
تعطیل باشد این و نپندارممن خیر ازین همی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۵۱ - در نصیحت و موعظه

 

عادت کن از جهان سه خصلت راای خواجه وقت مستی و هشیاری
زیرا که رستگار بدان گردیامید رستگاری اگر داری
با هیچ‌کس نگشت خرد همرهکان هرسه را نکرد خریداری
در هیچ دین و کیش کسی نشیندهرگز از این سه مرتبه بیزاری
دانی که چیست آن بشنو از منرادی و راستی و کم‌آزاری


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری