گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «م» - صفحهٔ ۲

 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۱۲

 

از گردش افلاک و نفاق انجم

سر رشتهٔ کار خویشتن کردم گم

از پای فتاده‌ام مرا دست بگیر

ای قبلهٔ هفتم ای امام هشتم


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴

 

اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم

در تک شکند تارک خورشید بسم

برگرد جهان چو شعلهٔ جواله

گر چرخ زند نگسلدش دم از دم


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵

 

بر پیکر آن سرور خورشید علم

کز عارضه‌ای گشته مزاجش درهم

چندان به دمم دعا که برباد رود

از آینهٔ وجود او گرد الم


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۴

 

آنم که ندانم نه وجود و نه عدم

دانم که ندانم نه حدوث و نه قدم

می‌دانم و مطرب و حریفی همدم

مستی و طرب فزون و هشیاری کم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۵

 

دردا که فرو شد لب شادی را غم

پر گشت و نگون گشت پیمانهٔ غم

دشواری بیش گشت و آسانی کم

واین ماند ز عالم که دریغا عالم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۶

 

ای گوهر تو اصل طفیل آدم

وی ذات تو معنی و عبارت عالم

تا حکم کفت نکرد روزی‌ده خلق

وز خلقت آدمی نیاورد شکم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۳۲

 

شمع آمد و گفت: چند از افروختنم

وز خامی خود سوختن آموختم

چون من نزدم اناالحقی چون حلاج

فتوی که دهد به کشتن و سوختنم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲

 

من باغ ارم بر سر کویت دیدم

من روز طرب در شب مویت دیدم

ابروی کج تو راست دیدم چو هلال

فرخنده هلالی که به رویت دیده‌ام


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲

 

من باده به مردم خردمند خوردم

یا از کف خوبان شکرخند خوردم

هرگز نخورم ز باده خوردن سوگند

حاشا که به جای باده سوگند خورم


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۷

 

روبند به روی همچو مه بسته بتم

در پرده خوشی نشسته پیوسته بتم

این بت شاه است و عالمی بندهٔ او

برخاسته در خدمت و بنشسته بتم


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۸

 

گفتم چه کنم که می گو چه کنم

گفتم جویم گفت که می جو چه کنم

گفتا می رو چنانکه من می کارم

گفتم آری اگر نَرویم چه کنم


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۷

 

این اسم غنی و اول و آخر هم

محض نسب است ای برادر فافهم

قدوس و سلام غیر نسبی می دان

این قسم تو اسم ذات می دان فاعلم


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷۴

 

با زور تو ، ای عالم احسان و کرم

بر رای تو موقوف شود شغل عجم

آن کس که کنون جست ز رای تو درم

در قبضۀ تدبیر تو بندد عالم


متن کامل شعر را ببینید ...

ازرقی هروی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۶۷

 

آن زلف نگر بر رخ آن شهره صنم

آویخته بی جنگ و خصومت در هم

وان ابرو بین بشکل کشتی گیران

سر سوی سر آورده و قدها زده خم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۶۸

 

بهر تو بود میل بسوی که کنم؟

وصل تو بود هر آرزوی که کنم؟

ما را غم تو راحت جانست و درو

چون غنچه ز دل کنیم روی که کنیم؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۶۹

 

گر در همه عمر روزی از روی کرم

گویی که چگونه بی تو با این همه غم

دانم نشود هیچ ز خوبی تو کم

کآخر نه برفت مردمی از عالم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۷۰

 

گر چاشنی غمش بیابی یک دم

هرگز نخوری تو از پی شادی غم

شادی غم اوست خود ولیکن چه کنم ؟

چون تو غم و شادی نشناسی از هم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۷۱

 

از حد چو برفت ماجرای من و غم

گفتم که بنامه در از آن شرح دهم

خود ز آب سرشک و آتش سینه بهم

نه رنگ دوات ماند و نه آب قلم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۳

 

از بس که فسرد از نفس سرد، تنم

در پیراهن، چو مرده‌ای در کفنم

این طرفه که لب نبندم از خنده چو گل

با آنکه چو غنچه، مرده خون در بدم


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۶۴

 

از مهره گردون نکشید آن که ستم

ذکرش به زبان میار و وصفش به رقم

انگشت منه بر ورق ناصافان

بر کاغذ بی‌مهره، رود کند قلم


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

[۱] [۲] [۳]