گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۸

 

استاد مرا بگفتم اندر مستی

کگاهم کن ز نیستی و هستی

او داد مرا جواب و گفتا که برو

گر رنج ز خلق دور داری رستی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲

 

تو سیر شدی من نشدم زین مستی

من نیست شدم تو آنچه هستی هستی

تا آب ز نا و آسیا می‌ریزد

می‌گردد سنگ و می‌زخد در پستی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰

 

چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی

گر دلبندی هزار خون کردستی

از پای درآمد دل و دل پای نداشت

از دست کسی که او ندارد رستی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۴

 

رفتم بر یار از سر سر دستی

گفتا ز درم برو که این دم مستی

گفتم بگشای در که من مست نیم

گفتا که برو چنانکه هستی هستی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹۰

 

همسایگی مست فزاید مستی

چون مست شوی بازرهی از هستی

در رستهٔ مردان چو نشستی رستی

بر باده زنی ز آب و آتش دستی


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷

 

آن درد، که با پای تو کرد آن چستی

در کشتن خصمت ننماید سستی

با پای تو این جا سر و پایی گردید

تا با سر دشمن تو گیرد کستی


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸

 

در عشق تو از سر بنهادم هستی

زین پس من و شوریدگی و سرمستی

با روی تو حالی و حدیثی که مراست

در نامه نبشتم که زبانم بستی


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۳۲

 

عهدی به سر زبان خود بربستی

صد خانه پر از بتان یکی نشکستی

تو پنداری به یک شهادت رستی

فردات کند خمار کاکنون مستی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۲

 

دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی

فریاد و دعایت به زمین کی بستی

ور حلم تو بر دامن او ننشستی

از زلزلهٔ سقف آسمان بشکستی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۳

 

دوش از سر درد نیستی در مستی

گفتم فلکا نیست شدم گر هستی

گفت این چه علی لاست که بر ما بستی

بوطالب نعمه بر زبان ران رستی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۶۰

 

گاهی ببریدی و گهی پیوستی

گاهی بگشادی و گهی در بستی

چون در دو جهان نبود کس محرم تو

در بر همه بستی و خوشی بنشستی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد » شمارهٔ ۲۳

 

گل گفت که چند اوفتم در پستی

بیرون تازم با سپری از مستی

تا غنچه بدو گفت: سپر میچکنی

انگار که چون من کمری بر بستی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۵

 

یاری دارم یگانهٔ سرمستی

هستی که جز او نیست به عالم هستی

گویند بگیر دست او را در دست

دستش گیرم اگر بیابم دستی


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.

هر لحظه به دام دگری پابستی؛

گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم،

آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱

 

دعوی به سر زبان خود وابستی

در خانه هزار بت، یکی نشکستی

گویی به یک قول شهادت رستم

فردات کند خمار، کامشب مستی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۸۲

 

ای دل بشبی که با غمش بنشستی

از ناله خروشی بجهان دربستی

خامش چو پیاله با دل پر خون باش

تا چند چو چنگ نالۀ سردستی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۸۳

 

جانا خبرت نیست که دی در مستی

با چنگ چه کرده یی ز چابک دستی

بسیار بکوشیدم و هم ننشستی

تا توبۀ کهنۀ مرا بشکستی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۸۴

 

از بس که بلای دل ما می جستی

از خطّ تو در کار تو آمد سستی

ای خط که سیه باد چو روزم رویت

ناگه ز کجا بروی او بررستی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۷۷

 

ای آن که کمر به جستن حق بستی

زین هستی موهوم چو رستی، رستی

غیر از تو حجاب در میان چیزی نیست

از خود چو بریدی، به خدا پیوستی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۲۵۶

 

ای آنکه به لافگاه دعوی چستی

واندر طلب گوهر عرفان سستی

تا دریابی که در گره داری هیچ

کاش آنچه سپرده ای به خود، می جستی


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

[۱] [۲]