گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ریخت»

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۱

 

دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت

والله که نخورد آنقدح را و بریخت

دل قالب مرده دید خود را بی‌تو

اینست سزای آنکه از جان بگریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸

 

آن موی که سوز عاشقان می‌انگیخت

کز یک شکنش هزار دلداده گریخت

آخر اثر زمانه رنگی آمیخت

تا در کفش از موی سیه پاک بریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت

عقلم شد و هوش رفت و دانش بگریخت

زین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت

جز دیده که هر چه داشت بر پایم ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۴

 

عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت

عقلم شد و صبررفت و دانش بگریخت

این واقعه هیچ دوست دستم نگرفت

جز دیده که هر چه داشت درپایم ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴

 

دل باز چو بر دام غم عشق آویخت

صبر آمد و گفت خون غم خواهم ریخت

بس برنامد که دامن اندر دندان

از دست غم آخر به تک پای گریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۸

 

در مرو پریر لاله انگیخت

دی نیلوفر به بلخ در آب گریخت

در خاک نشابور گل امروز آمد

فردا به هری باد سمن خواهد ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۴

 

روزی که وداع آتش هجران انگیخت

صبر از دل من، چو دود از آتش، بگریخت

هر می که ز جام آشنایی خوردم

خون کرد جدایی و ز مژگانم ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » رباعیات الحاقی » شمارهٔ ۴

 

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت

دل خون شد و عقل رفت و صبرم بگریخت

زاین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت

جز دیده که هر چه داشت در پایم ریخت


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی