گنجور

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴۳

 

هر روز دلم نو شکری نوش کند

کز ذوق گذشته‌ها فراموش کند

اول باده ز عاشقی نوش کند

آنگاه دهد به ما و مدهوش کند

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲

 

نه هر که طراز جامه بر دوش کند

خود را ز شراب کبر مدهوش کند

بدعهد بود که یار درویشی را

در حال توانگری فراموش کند

سعدی شیرازی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۲

 

دل حلقه عشق دوست در گوش کند

وز آتش سودای غمش جوش کند

از سر ننهد عشق تو سرگشته دلم

تا با تو شبی دست در آغوش کند

جهان ملک خاتون
 

میرداماد » دیوان اشراق » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۳

 

جام می اگر چه غارت هوش کند

زان پس کند اما که کسی نوش کند

نام تو چه باده ئیست یارب که چنین

تاراج خردها زره گوش کند

میرداماد
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۹

 

خوش آن که پیام ارجعی گوش کند

زان بادهٔ صافی، قدحی نوش کند

جان از می وصل، مست و مدهوش کند

وز هستی روپوش، فراموش کند

حزین لاهیجی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۷۳

 

ملت چو شراب بی خودی نوش کند

یا پند معاندین خود گوش کند

هر عیب و هنر دید نمی آرد یاد

هر خوب و بدی دید فراموش کند

فرخی یزدی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۷۴

 

هر کس می بی حقیقتی نوش کند

هر قول که می دهد فراموش کند

یک رشته حقیقت آشکارا گفتم

گر دولت ما به حرف حق گوش کند

فرخی یزدی