گنجور

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۷

 

دی شانه زد آن ماه خمِ گیسو را

بر چهره نهاد زلفِ عنبر بو را

پوشید بدین حیله رخِ نیکو را

تا هر که نه محرم نشناسد او را

ابوسعید ابوالخیر
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۴

 

شاها ادبی کن فلک بد خو را

گر چشم رسانید رخ نیکو را

گرگوی خطا کرد به چوگانش زن

ور اسب خطا کرد به‌ من بخش او را

امیر معزی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۲۰۴ - العرفان

 

از بهر شناختن نکو کن خود را

زیرا که سزا نکو بود نیکو را

بس نادره رسمی است که در راه طلب

تا بی تو نباشی نشناسی او را

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات » شمارهٔ ۵۳

 

از بهر شناختن نکو کن خود را

زیرا که سزا نکو بود نیکو را

بس نادره رسمی است که در راه طلب

تا بی تو نگردی نشناسی او را

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السابع: فی خصال الحمیده عن العقل و العلم و ما یحذو جذو هذا النمط » شمارهٔ ۲۳

 

ظلم از دل وز دین ببرد نیرو را

عدل است که او قوی کند بازو را

با معدلت ارچه کافری بدکاری

تا حشر به طبع می ستایند او را

اوحدالدین کرمانی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹

 

من تجربه کردم صنم خوش‌خو را

سیلاب سیه تیره نکرد آنجو را

یک روز گره نبست او ابرو را

دارم بیمرگ و زندگانی او را

مولانا
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۴

 

بر ره بگماشت دوش مه پرتو را

تا کرد ز من نهفته ماه نو را

تاکی در و بام یار گیرد بر من

یارب تو گرفتار کن این شب رو را

مجد همگر
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۵

 

یکدم برم آرید بت خوشخو را

آن ماهرخ صنوبر نیکو را

از تلخی صبرم آرزو شیرین است

شیرین جهان اوست بیارید او را

مجد همگر
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۹

 

گل دید صفای آنرخ نیکو را

از غصه درید گر ته صد تو را

با شکر تو نبات لافی میزد

در چوب ز بهر آن گرفتند او را

ابن یمین
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲

 

آن موی میان که می نماید رو را

موئی بجهانی نفروشم او را

گر لفظ مرا لولوی لالالا لاست

با این همه لالا شده ام لولو را

خواجوی کرمانی