گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «م»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲

 

بُشری اِذِ السّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم

للهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم

آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد

تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم

از بازگشت شاه در این طرفه منزل است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴

 

اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم

می زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم

هین طبل شکر زن که می طبل یافتی

گه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم

از بهر من بخر دهلی از دهلزنان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۶

 

ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم

بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم

افکنده همچو سفره مباش از برای نان

همچون تنور گرم مشو از پی شکم

تو مست خواب غفلتی و از برای تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری دامغانی
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹

 

ای زلف تابدار ترا صدهزار خم

وی جان غمگسار مرا صدهزار غم

خالی نگردد از غم عشق تو جان من

تا حلقهای زلف تو خالی نشد ز خم

بر عارض تو حلقهٔ زلف تو گوییا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۵۸

 

ای از برادر و پدر افزون دوبار صد

وز تیر آسمان بتازی چهار کم

بفرست حورزاده به حکم دو سه ستیز

با چنبر مصحف و بیخی بدان به هم

بادا بقای نام تو چندان به روزگار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶

 

گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم

روزی به دستگیری ما رنجه کن قدم

پیش آی و تازه کن به سر آهنگ آن سرا

بر خیز و بسته کن به دل احرام آن حرم

او را یکی ببین و چو بینی « و ان یکاد»

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳

 

وقتست کز ورای سراپردهٔ عدم

سلطان گل بساحت بستان زند علم

دریا فکنده ذیل بغلتاق فستقی

هر دم عروس غنچه برون آید از حرم

از کلک نقشبند قضا در تحیرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۲۵

 

صاحب قران مملکت ای آصفی که هست

صدر تو قبله عرب و کعبه عجم

بر رای روشنت همگی کار ملک راست

آن روز شد که پشت فلک را نبود خم

برگرد خوان همت سلطان رای توست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳

 

ای در دلم ز آتش عشق تو صد الم

هر یک الم نشانه چندین هزار غم

وصل تو زود رفت و فراق تو دیر ماند

فریاد ازین عقوبت بسیار و عمر کم!

دانی کدام روز عدم شد وجود ما؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰۹

 

هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم

یک شب مگر ز بام تو سنگی دگر خورم

جایی که تو کمان کشی، ای نخل فتنه بار

پیکان آب داده چو خرمای تر خوردم

روزی که بینمت ز پی دیدن دگر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۵

 

ما جان فدای آن رخ نیکوش می کنیم

در مه نظر از آرزوی روش می کنیم

بی اوچنانکه عادت سودا پزان بود

هردم چو آب از آتش دل جوش می کنیم

بهر شراب شادی روز وصال او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۴ - مدیح علاء الدوله مسعود

 

شاهان پیش را که نکردند جز ستم

شاه زمانه کرد به تیغ و به خشت کم

هست او بلی خلیفه یزدان دادگر

پس کی رضا دهد که رود بر جهان ستم

گویند خسروان زمانه به هر زمان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۴۰ - نیز در مدیحه گوید

 

ای پیش تو سپهر میان بسته چون قلم

مردم و مردمیت بعالم شده علم

شکلی چو دولت تو بخوبی نیامده

در ساحت وجود ز کاشانهٔ عدم

گه فخر منتسب و آداب مکتسب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۰۲

 

از مشک اگر ندیدی بر پرنیان علم

وز قیر اگر ندیدی بر ارغوان رقم

بر پرنیان ز مشک علم دارد آن نگار

بر ارغوان ز قیر رقم دارد آن صنم

زلف سیاه بر رخ او هست سایبان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۶

 

گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آوردم

دود از نهاد گنبد اعظم بر آوردم

گفتم بنالم از غم عشق تو پیش وصل

هجرت رها نکرد که خوددم برآورم

اشک سناره بر رخ گردون روان شود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۲۹ - و قال ایضا فی الجربات

 

کوه بلاشدست ز رنج جرب تنم

بیچاره من که کوه بناخن همی کنم

رگهای من چو چنگ برون آمده ز پوست

پس من بناخنان خود آن رگ همی زنم

چون چوب خرگهست برو برپشیزها

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۵۶

 

چون برافراخت خسرو سیارگان علم

در خاک پست کرد سراپرده ظلم

صبح دوم گرفت جهان گو چرا گرفت؟

اندر هوای شاه نزد جز به صدق دم

یک یک زبیم خنجر خورشید اختران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۱۷ - در نیمه شعبان و مدح حضرت حجت(ع)

 

یمد بشر نیمه شعبان به خرمی

افکند در بسط جهان فرش خرمی

آورد جانب ملک و جن و آدمی

پیغام خوشدلی که نمائید همدمی

با یکدیگر به شکر خداوند ذوالنعم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۰

 

من بنده حقیر و تو سلطان محتشم

گر در غم تو زار بمیرم تو را چه غم

رنجور گشته ام ز تمنای مقدمت

بهر خدا به پرسش من رنجه کن قدم

بر جانم از تو هر چه رسد جای منت است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۷

 

برخیز سوی عالم بالا برون رویم

از خود به یاد آن قد رعنا برون رویم

مطرب رهی بسنج که از جا برون رویم

تا دست دل گرفته ز دنیا برون روبم

این خاکمال، قطرهٔ ما را سزا نبود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی