گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «د»

 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۵

 

ای روی تو چو روز دلیل موحدان

وی موی تو چنان چو شب ملحد از لحد

ای من مقدم از همه عشاق، چون تویی

مر حسن را مقدم، چون از کلام قد

مکی به کعبه فخر کند، مصریان به نیل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح ملک‌الامرا طغرل تگین

 

طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد

زو بیشتر گرفت و به کمتر غلام داد

جیشش خراج خطهٔ چین و ختا ستد

امنش قرار مملکت مصر و شام داد

ناموس جور و فتنه به خنجر قوی شکست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکنده » تکه ۲۴

 

ای روی تو چو روز دلیل موحدان

وی موی تو چنان چو شب ملحد از لحد

ای من مقدم از همه عشاق چون تویی

مر حسن را مقدم چون از کلام قد

مکی به کعبه فخر کند مصریان به نیل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۸۳

 

ای درج لعل دوست مگر خاتم جمی

زینسان که دست کس به نگینت نمی‌رسد

هرگز ترا چنان که تو بی کس نشان نداد

پای گمان به صد یقینت نمی‌رسید


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بوی گل

 

حوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت

ما را کسی ز آنسوی گردون خبر نداد

ناید بفهم من سحر و شام و روزو شب

عقلم ربود این که بگویند مرد و زاد

گردید موج نکهت و از شاخ گل دمید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزا فرماید

 

هرجاکه پارسی بت من جلوه‌گر شود

بس شیخ پارسا که به رندی سمر شود

گر در طراز شاهد من بگذرد به ناز

از طلعتش‌ طراز طراز دگر شود

و‌ر بگذرد به عزم سیاحت به روم و چین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۵

 

معنی یکی و صورت او در ظهور صد

چه جای او که صورت او هست بی عدد

آئینه بی شمار و نماینده اش یکی

باشد صفات بی حد و ذاتش بود احد

کحال حاذقی طلب ای عقل بوالفضول

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

باباافضل کاشانی » قصاید » قصیدۀ شمارهٔ ۱

 

خود را به عقل خویش یکی بر گرای، خود

تا چیستی و چندی؟ ای مرد پر خرد

جانی؟ تنی؟ چه گوهری از گوهران، همه؟

کار تو دادن است ز هر کار، یا ستد؟

مار خزنده، یا نه، ستور دونده‌ای؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۶ - جهل عوام

 

این عامیان که در نظر ما مصورند

هر روز دام کینه به ما بر بگسترند

ما پاسدار دین و کتاب پیمبریم

وبنان عدوی دین و کتاب پیمبرد

دین نیست اینکه بینی در دست این گروه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲۰

 

از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید

دام پری شکار به روی هوا کشد

هر جا که رفت داد گریبان به دست غم

از پای گل کسی که درین فصل پاکشید

سرو ترا ز سایه چکد آب زندگی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۳

 

شبها اسیر دردم و خوابم نمی برد

وین آب دیده سوزش و تابم نمی برد

جور زمانه برد ز من هر چه بود، وای

کاین درد عاشقی و شتابم نمی برد

عمرم به بت پرستی و مستی گذشت، هیچ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۷۶

 

از حال مات هیچ حکایت نمی رسد

در کار مات بیش عنایت نمی رسد

گویند بگسلد چو بغایت رسید عشق

جانم گسست و عشق بغایت نمی رسد

گمره چنان شده ست دلم با دهان تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح سطان مسعود

 

مسعود پادشاه جهان کامگار باد

بنیاد دین و دولت او پایدار باد

جاهش به فر و دولت و رایش به نور عدل

گیتی فروز باد و زمانه نگار باد

ای شاه تا بهار و خزانست در جهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۱

 

تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد

هم صبر در حجاب شد از ما و هم خرد

ما عاشقانِ کویِ خرابات دم زنیم

کز زاهدانِ صومعه بویِ وفا نزد

از حرص و آز تن به عنا در نداده ایم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۵

 

آن مه به جانب سفر آهنگ می کند

صحرا و شهر بر دل ما تنگ می کند

ای نامه بر به مجلس او نام من ببر

کز گفت و گوی نام منش ننگ می برد

شرح کمال شوق همین بس که چشم من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۹

 

زان پیش کز مداد دهم خامه را مدد

جویم مدد ز فضل تو ای مفضل احد

باشد که طی شود ورق علم و فضل من

حمد تو را به فضل تو گویم نه فضل خود

نشکفت جز شکوفه حمد و ثنای تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی