گنجور

 
انوری ابیوردی
 

طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد

زو بیشتر گرفت و به کمتر غلام داد

جیشش خراج خطهٔ چین و ختا ستد

امنش قرار مملکت مصر و شام داد

ناموس جور و فتنه به خنجر قوی شکست

آرام ملک و دین به سیاست تمام داد

جودش کفاف عمر به خرد و بزرگ برد

عدلش حیات تازه به خاص و به عام داد

از خسروان به سمع و به طاعت جواب یافت

از هر مهم به هر که بدیشان پیام داد

کوسش به حربگاه چو تکبیر فتح گفت

خصمش نماز خیر و سلامت سلام داد

از عکس تیغ شعله بر آتش وبال کرد

وز نور رای نور به خورشید وام داد

چون سد ایمنی لگد چرخ رخنه کرد

آن رخنه را به تیغ و به رای التیام کرد

دید آسمان که غرهٔ هر ماه چتر اوست

زین روی ماه یک شبه را شکل جام داد

یارب دوام دولت و ملک و بقاش ده

چونان که ایمنی را دورش دوام داد

ای خوب زخمه مطرب خوشخوان مزن جز این

طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.