گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹

 

ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیستپر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست
غصه در آن دل بود کز هوس او تهیستغم همه آن جا رود کان بت عیار نیست
ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شویبندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست
در دل اگر تنگیست تنگ شکرهای اوستور سفری در دلست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰

 

ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیستدر شکرینه یقین سرکه انکار نیست
گر چه تو خون خواره‌ای رهزن و عیاره‌ایقبله ما غیر آن دلبر عیار نیست
کان شکرهاست او مستی سرهاست اوره نبرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست
هر که دلی داشتست بنده دلبر شدستهر که ندارد دلی طالب دلدار نیست
کل چه کند شانه را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۸ - پرد‌هٔ سینما

 

غم‌ مخور ای ‌دل که جهان را قرار نیست
و آنچه تو بینی به جز از مستعار نیست‌
آنچه مجازی بود آن هست آشکار
و آنچه حقیقی بود آن آشکار نیست
هست یکی پردهٔ جنبندهٔ بدیع
کز برآن نقش و صور را شمار نیست
پرده همی جنبد و ساکن بود صور
لیک به ‌چشم تو جز از عکس کار نیست
پرده نبینی تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۲

 

عاشق بی درد را بر در او بار نیست
محرم این بار گاه جز دل افگار نیست
هست من خسته را پیش تو مردن هوس
جز هوس زیستن در سر بیمار نیست
دل بجز انکار زهد کار ندارد دگر
کار تو داری دلا چون به ازین کار نیست
عقل نیارد نهاد بر من بیدل سپاس
بر سر آزادگان منت دستار نیست
قیمت من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی