گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸

 

ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند

عهد به سر نمی‌برد، وعده وفا نمی‌کند

هندوی ترک آن صنم کرد بسی خطا ولیک

ناوک چشم مست او هیچ خطا نمی‌کند

گر به وصال او رسم، هم بربایم از لبش

[...]

اوحدی مراغه‌ای
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۴۵

 

با من خسته دلبرم غیر جفا نمی‌کند

کام دل حزین من دوست روا نمی‌کند

چونکه دلم به درد او هست حزین و مبتلا

درد مرا ز لب چرا دوست دوا نمی‌کند

گفته بُد او وفا کنم ور نکند عجب مدار

[...]

جهان ملک خاتون
 

خیالی بخارایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۷

 

طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند

ورنه به جان بی‌دلان عشق چه‌ها نمی‌کند

هرچه در آن رضای تو نیست اگرچه طاعت است

جان به هوس نمی‌خرد دل به رضا نمی‌کند

وه که به جان دیگری غمزهٔ شوخِ توستم

[...]

خیالی بخارایی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۲ - و برای او همچنین

 

کس نکشیده در جهان تیغ به روی میهمان

تشنه جدا سر کسی کس ز قفا نمی‌کند

ظلم جوان و پیر را طعنه خاص و عام را

روی شکایت از وفا سوی خدا نمی‌کند

شمر دمی هزار دم گر ببرد گلوی او

[...]

صامت بروجردی