گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)» و حروف قافیهٔ «یراو»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۸۱

 

صید بیابان عشق چون بخورد تیر او

سر نتواند کشید پای ز زنجیر او

گو به سنانم بدوز یا به خدنگم بزن

گر به شکار آمده‌ست دولت نخجیر او

گفتم از آسیب عشق روی به عالم نهم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۹۲

 

مرغ دلم صید کرد غمزهٔ چون تیر او

لشکر خود عرض داد حسن جهان گیر او

باز سپید است حسن، طعمهٔ او مرغ دل

شیر سیاه است عشق، با همه نخجیر او

عشق نماز دل است، مسجد او کوی دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۸

 

مرغ دلم صید کرد غمزه چون تیر او

لشکر خود عرض داد حسن جهان گیر او

باز سپیدست حسن طعمه او مرغ دل

شیر سیاهست عشق با همه نخجیر او

عشق نماز دلست مسجد او کوی دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی