گنجور

شعرهای با وزن «مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)» و حروف قافیهٔ «انکیست»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷

 

آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست

سخت روان می‌رود سرو خرامان کیست

حلقه آن جعد او سلسله پای کیست

زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست

در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۵

 

موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیست

ناله به دل می‌خلد بسمل مژگان ‌کیست

پای روان وداع‌، راه به ‌کوی ‌که برد

دست به دل بسته‌ام‌، محرم دامان ‌کیست

یاد خرام توام‌، می‌برد از خویشتن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۶

 

وحشی صحرای حسن نرگس فتان ‌کیست

موجهٔ دریای ناز ابروی جانان‌کیست

سایه‌ زلف ‌که شد سرمه‌کش چشم شام

خنده فیض سحر چاک گریبان کیست

حسن بتان اینقدر نیست فریب نظر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۳

 

تیغ بکف میرسد شاهد غضبان کیست

تشنه خونست یار خون بسر خوان کیست

غارت دل میکند غمزه فتان دوست

کفر سر زلف او رهزن ایمان کیست

آتش طور است این مایه نور است این

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی