گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - ایضا در مدح یعقوب خان گوید

 

خط تو چون بردمید رونق عنبر شکست

سرو تو چون قد کشید قدر صنوبر شکست

طره پرچین چرا مالش گوش تو داد

نسترنت از چه رو برگ گل تر شکست

آه که تا دم زدم سنبل مشکین او

[...]

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در منقبت حضرت امیر المومنین

 

صبح سعادت دمید حق در دولت گشاد

پرتو مهر علی بر همه عالم فتاد

من سگ شاهیکه شیر سنگ شد از خشم او

سنگ شود هر کرا نیست بدین اعتقاد

خواه در اسلام و دین خواه در ایام کفر

[...]

اهلی شیرازی