گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶۲

 

ترا با خویش کاری نیست تا با خویشتن باشی
اگر از خود برون آیی همه جان غیر تن باشی
به رغبت اقتدا باید به صاحب عهده ای کردن
نمی دانی که تا با خویش باشی اهرمن باشی
چنان باید اگر داری امید از حق به آمرزش
که باشی پس رو آل محمد تا حسن باشی
گریبان ده به دستِ عزت و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری