گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۳

 

اگر سرمست اگر مخمور باشممهل کز مجلس تو دور باشم
رخم از قبله جان نور گیردچو با یاد تو اندر گور باشم
قرارم کی بود خود در تک گورچو بر دمگاه نفخ صور باشم
صد افسنتین و داروهای نافعتویی جان را چو من رنجور باشم
شوم شیرین ز لطف گوهر تواگر چون بحر تلخ و شور باشم
اگر غم همچو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳۷

 

مو که مست از می انگور باشمچرا از نازنینم دور باشم
مو که از آتشت گرمی نوینمچرا از دود محنت کور باشم


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر