گنجور

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید

 

هزارا جان چه باشد تا فنایت

کنم اینجایگه در خاک پایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید

 

اگر هم بود جرجیس از عنایت

ترا شد پاره پاره در هدایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند

 

فنا شو پیش از این کآید فنایت

که در عین فنا یابی بقایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند

 

بمنزل یافت خود را بی نهایت

رسیده باز در عین هدایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

 

تن اندر عشق ده تا در فنایت

بماند جاودان دید بقایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

 

کسی دیدست رویت در عنایت

که بخشیدی ورا اینجا هدایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۵ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

 

تو میدانی که من دیدم بلایت

که تادیدم در آخر من لقایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۹ - جواب دادن ابلیس آن شخص سؤال کننده را

 

چگونه اوفتادی در بلایت

چنین بُد رفته آنجا در قضایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۳۱ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید

 

ز نور دیده بنمود او لقایت

همی گرداند اینجا جابجایت

عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۴۲ - در صفات جام عشق فرماید

 

بقا اینجاست بنگر در بقایت

که خودخواهد بدن آخر فنایت

عطار
 
 
۱
۴
۵
۶