گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۵

 

نه عهد کرده‌ئی آخر که قصد ما نکنیچرا جفا کنی و عهد را وفا نکنی
چو آگهی که نداریم جز لبت کامیروا بود که ز لب کام ما روا نکنی؟
ز ما نیامده جرمی خدا روا داردکه کینه ورزی و اندیشه از خدا نکنی
من غریب که گشتم ز خویش بیگانهچه حالتست که با خویشم آشنا نکنی
مرا چو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۳۷ - ایضا له

 

اگر کسی پسری را از آن تو بکشد
به عمر خویش ره لعنتش رها نکنی
اگر کشندۀ فرزند مصطفاست یزید
حدیث لعنت و نفرین او چرا نکنی؟
تو بر کشندۀ فرزند خود مکن لعنت
چو بر کشندۀ فرزند مصطفی نکنی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱۲

 

چه موجب است که هیچ التفات ما نکنی
ترحمی به غریبان بینوا نکنی
به دشمنان مخالف بسر بری باری
به دوستان وفادار جز جفا نکنی
چو کام ماندهی ز آن دهان بگو با ما
که این مضایقه با دیگران چرا نکنی
نو پادشاه جهانی و ما گدا چه سبب
که التفات به حال من گدا نکنی
به وعده چند دهی انتظار وصل مرا
چو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۳۱

 

گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنی
که چشم آینه را کاسه ی گدا نکنی
اگر چه کاسه به دستم، گدای میکده ام
مرا غلط به گدایان پارسا نکنی
غمت به وادی دل، شد گران رکاب حزین
عنان گریهٔ مستانه را رها نکنی


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی