گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۷

 

کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفتهمرا به عشق تو آوازه در جهان رفته
به خون دیده ترا کرده‌ام به دست، ولیز دست من سر زلف تو رایگان رفته
همیشه قد تو با سرکشی قرین بودهمدام زلف تو با فتنه هم عنان رفته
گل از شکایت آن جورها که روی تو کردهزار بار بنزدیکت باغبان رفته
ز دست زلف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی