گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۶۰ - و له ایضا یمدحه

 

زهی ستوده خصالی که از صدور کرام
جز از تو در همه آفاق یادگار نماند
کدام زر که ز جور تو سنگسار نشد؟
کدام دل که ز لطف تو شرمسار نماند؟
نگاه می کنم اندر سرای ضرب وجود
بجز که نقد وفای تو بر عیار نماند
برون ز حزم تو کو برثبات مجبولست
کسی بعهد درین عهد استوار نماند
جهان بدور تو زانگونه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل