گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۱

 

برآ به پای خرد گرد آن برآمده کاخ
درآی در حرم انس قدسیان گستاخ
برون ز حس و جهت صدهزار جهان
چه تنگ ساخته ای بر خود این جهان فراخ
به سربلندی کاخ جلال و جاه مناز
کز انقلاب زمان خاک گردد آخر کاخ
چو دل ز زرق و ریا پاک نیست ای صوفی
چه سود دلق ریا پاک شستن از اوساخ
بود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی