گنجور

عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹

 

سپیده‌دم به صبوحی شراب خوش باشدنوا و نغمهٔ چنگ و رباب خوش باشد
بتی که مست و خرابی ز چشم فتانشنشسته پیش تو مست و خراب خوش باشد
سحرگهان چو ز خواب خمار برخیزیخیال بنگ و نشاط شراب خوش باشد
میان باغ چو وصل نگار دست دهدکنار آب و شب ماهتاب خوش باشد
شمایل خوش جانان به خواب دیدم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۰

 

مدام همدم جام شراب خوش باشد
همیشه عاشق مست خراب خوش باشد
بیا به مکتب ما و کتاب عشق بخوان
که خواندن از سر ذوق این کتاب خوش باشد
بیا که ساقی ما مجلس خوشی آراست
بیا که دیدن او بی نقاب خوش باشد
رسید ساقی سرمست و جام می بر دست
حریف رند چنین بی حجاب خوش باشد
خیال عارض او نقش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی