گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ق»

 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - در مناجات باری تعالی

 

مقدری نه به آلت به قدرت مطلق

کند ز شکل بخاری چو گنبد ازرق

نه خشت و رشتهٔ معمار را درو بازار

نه چوب و تیشهٔ نجار را درو رونق

به حکمتی که خلل اندرو نیابد راه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۱۴ - تعریف شراب کند

 

غذای روح بود بادهٔ رحیق‌الحق

که لون او کند از لون دور گل راوق

به طعم تلخ چو پند پدر ولیک مفید

به نزد مبطل باطل به نزد دانا حق

حلال گشته به احکام عقل بر دانا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۲۱ - ایضا له

 

زهی ز لفظ تو بازار فضل را رونق

ز درّ نظم تو کار هنر گرفته نسق

تویی که چشمة خورشید بارها گشتست

ز شرم خاطر پاکت غرق میان عرق

چو خامه ات قصب السّبق از عطارد برد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۸ - خطاب بموفق الدین

 

اجل موفق دین آن خلاصه تحقیق

توئی موفق آن خیرها علی التحقیق

توئی که از سر تقوی بجاه دنیاوی

بدست کردی عقبی و این بود توفیق

زقدر جاه تو تشویرخورد چرخ رفیع

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

حیدر شیرازی » دیوان مونس الارواح » غزلیات » شمارهٔ ۳ - فی البدیهه و مدح خلد الله سلطانه

 

علی الصباح که سلطان طارم ازرق

فراز گنبد فیروزه گون بزد سنجق

ز بیم خنجر خورشید، لشکر انجم

ز روی چرخ گریزان شدند چون زیبق

ز خواب صبح چون ملاح روز سر برداشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حیدر شیرازی