گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «انبیرون»

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۸

 

گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون

گمان مبر که رود مهر او ز جان بیرون

ندانم آن بت کافر نژاد یغمائی

کی آمدست ز اردوی ایلخان بیرون

درآن میان دل شوریده حال من گمشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۵۴

 

ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون

که تیر راست جهد صاف از کمان بیرون

حضور خانه خود مغتنم شمار که تیر

به زور می رود از خانه کمان بیرون

کسی که چشم گشایش ز بستگی دارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۱

 

کجایی ای سر کوی تو از جهان بیرون

زمین راه تو از زیر آسمان بیرون

گدای کوی ترا پایه از فلک بر تر

همای عشق ترا سایه از جهان بیرون

کسی که پای نهد در ره تو از سر صدق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی