گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)» و حروف قافیهٔ «اربراید»

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۶

 

سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید

نوای زیر و بم از جان مرغ زار برآید

بیار ای بت ساقی می مروق باقی

که کام جان من از جام خوشگوار برآید

چو در خیال من آید لب چو دانه نارت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹۳

 

بغیر خط که ز روی لطیف یار برآید

ز آب آینه نشنیده کس غبار برآید

ز آه گرم چه پرواست آهنین دل او را

که تیغ از آتش سوزنده آبدار برآید

ز رشک آن لب یاقوت رنگ لعل بدخشان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۰

 

خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید

ز گرد هستیم آن نازنین سوار برآید

همین بس است که خود چاک می زنم به گریبان

ز دست کوته ما بیش ازین چه کار برآید؟

ز سرگذشته، به راهت نشسته ایمکه تاکی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی