گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۱

 

خصم درونی از برون، بارست بر دل بیشتر

با دشمنان کن آشتی، با خویشتن در جنگ شو

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۲

 

چون شبنم روشن گهر، با خار و گل یکرنگ شو

بگذار رعنایی ز سر، بیزار از نیرنگ شو

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۳۳

 

زنهار در دار فنا، انگور خود ضایع مکن

گر باده نتوانی شدن، منصور وار آونگ شو

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۱

 

اندیشه نبود عشق را از موجه شمشیرها

سیر چراغان می کند مجنون ز چشم شیرها

چون موجه ریگ روان در دشت جولان می زند

از شورش سودای من شیرازه زنجیرها

روزی که نقش زلف او بر آب زد دست قضا

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۲

 

دارند اگر سررشته‌ای در کف به ظاهر چنگ‌ها

در پنجه مطرب بود سررشته آهنگ‌ها

از من مدان چون باغ اگر هردم به رنگی می‌شوم

بی‌رنگی او می‌زند بر آب زینسان رنگ‌ها

موسی چه غم دارد اگر صد کوه طور از جا رود؟

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳

 

ای دفتر حسن ترا فهرست خط و خال‌ها

تفصیل‌ها پنهان شده در پرده اجمال‌ها

آتش‌فروز قهر تو، آیینه‌دار لطف تو

هم مغرب ادبارها، هم مشرق اقبال‌ها

پیشانی عفو ترا پرچین نسازد جرم ما

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷۳

 

ای از رخت هر خار سامان بستان در بغل

هر ذره را از داغ تو خورشید تابان در بغل

هر حلقه زلف ترا صد ملک چین درآستین

هر پرده چشم ترا صد کافرستان در بغل

کی چشم گستاخ مرا راه تماشا می دهد

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۵۲

 

چون شبنم روشن گهر با خار و گل یکرنگ شو

بگذار رعنایی ز سر بیزار از نیرنگ شو

یکرنگی ظاهر بود دارالامان عافیت

در حلقه دیوانگان زنهار بی فرهنگ شو

دل زود می گردد سیه زین طارم زنگارگون

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۵۳

 

ای دل ز اوضاع جهان بیگانه شو بیگانه شو

با آن نگار خانگی همخانه شو همخانه شو

از اهل دنیا نیستی در فکر عقبی نیستی

دست از دو عالم برفشان دیوانه شو دیوانه شو

یک چند در خواب گران بردی بسر چون غافلان

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۹۲

 

ای از خراباتت زمین دُرد ته پیمانه‌ای

در پای شمعت آسمان پرسوخته پروانه‌ای

از آرزوی صحبتت، از اشتیاق دیدنت

هر بلبلی شیونگری، هر شاخ گل حنانه‌ای

جوش اناالحق می‌زند، گلبانگ وحدت می‌کشد

[...]

صائب تبریزی