گنجور

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰

 

حسنت اندر جهان نمی‌گنجدنامت اندر دهان نمی‌گنجد
راز عشقت نهان نخواهد ماندزانکه در عقل و جان نمی‌گنجد
با غم تو چنان یگانه شدمکه دل اندر میان نمی‌گنجد
طمع وصل تو ندارم ازآنکوعده‌ات در زبان نمی‌گنجد
آخر این روزگار چندان ماندکه دروغی در آن نمی‌گنجد
روی پنهان مکن که راز دلمبیش از این در نهان نمی‌گنجد
گویی از نیکویی رخ چو مهمدر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۸۵

 

با تو در سینه جان نمی گنجد
تو درونی ازان نمی گنجد
ناتوانم ز عشق و هیچ علاج
در دل ناتوان نمی گنجد
تنگ دارد دل مرا که در او
جز تو کس، ای جوان، نمی گنجد
آنچنانی نشسته اندر دل
که نفس هم در آن نمی گنجد
می نگنجی تو در میانه جان
لیک جان در میان نمی گنجد
غم تو آشکار خواهم کرد
چه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۸

 

ذوق ما در جهان نمی گنجد
حال ما در بیان نمی گنجد
دلبرم دلنوازئی فرمود
در برم دل از آن نمی گنجد
در دل عاشقان خوشی گنجد
آنکه در جسم و جان نمی گنجد
زر چه باشد چو سر ندارد قدر
دل که باشد چو جان نمی گنجد
جان و جانان حریف یکدگرند
غیر رطل گران نمی گنجد
برو ای عقل دور شو ز اینجا
جبرئیل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

رشیدالدین وطواط » غزلیات » شمارهٔ ۴

 

با تو در سینه جان نمی گنجد
تو درونی ازان نمی گنجد
عشق در سر برفت و عقل برفت
کین دو در یک مکان نمی گنجد


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط