گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۲۰

 

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیستطاقت بار فراق این همه ایامم نیست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشدسر مویی به غلط در همه اندامم نیست
میل آن دانه خالم نظری بیش نبودچون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست
شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودنبامدادت که نبینم طمع شامم نیست
چشم از آن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی