گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۵

 

گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز
نرگس مست تو منظور نظرهاست هنوز
نقشبند رخت از غایت حیرانی خویش
به تمامی مه روی تو نیار است هنوز
نیست ما را به بهای سر مویت جانی
ورنه آن زلف سیه بر سر سود است هنوز
گر به شمشیر جفا خون دل ما ریزی
به وفای تو که جرم از طرف ماست هنوز
سر سرو با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی