گنجور

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰

 

دلم افتاد به دنبال سوار عجبیشه سوار عجبی کرده شکار عجبی
برده هوش از سر من زلف پری سیماییکرده دیوانه مرا سلسله دار عجبی
پیش هر حلقهٔ آن زلف شمردم غم دلحلقه‌های عجبی بود و شمار عجبی
زلف آشفتهٔ او خواسته آشفته دلمبی قرار عجبی داده قرار عجبی
جان به یک جلوهٔ جانانه نمودیم نثارجلوه‌گاه عجبی بود و نثار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۰

 

تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی
ز اشک خونین برخم کرده نگار عجبی
کرده از خون شهیدان کف سیمین گلرنگ
بسته تهمت بحنا حیله شعار عجبی
سر سیر چمنم نیست چه در حسن تراست
ز ریاحین و گل و سبزه بهار عجبی
بازوی حسن تو نازم که ز چشم و ابروت
بکمندی عجب افکنده شکار عجبی
گشت بیماری دل به که برآورد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری