گنجور

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳

 

داده ام جا به سر هوای تو را

می زنم بوسه خاک پای تو را

سر من جان من بلاگردان

قد سر تا به پا بلای تو را

خواه بنواز و خواه بگدازم

[...]

صغیر اصفهانی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲

 

ساقیا بی تکلف آر شراب

بین الا حباب تقسط الآداب

با شتاب آرمی درنگ مکن

که بود عمر درگذر به شتاب

ای که افسوی عمر رفته خوری

[...]

صغیر اصفهانی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۲

 

ساقیا بی تکلف آر شراب

بین الا حباب تقسط الآداب

با شتاب آرمی درنگ مکن

که بود عمر درگذر به شتاب

ای که افسوی عمر رفته خوری

[...]

صغیر اصفهانی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۸

 

شکر می‌ریزد از دیوان حافظ

زهی نطق شکر افشان حافظ

متاع معرفت گر کس بخواهد

بگو آن می‌خر از دکان حافظ

بیانش جانمحض و محض جانست

[...]

صغیر اصفهانی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۸

 

جز رخ دلستان نمی بینم

هیچکس غیر آن نمی بینم

کی کنم چارهٔ غمش که دمی

از غم او‌ام ان نمی بینم

ور بخواهم عنان خودگیرم

[...]

صغیر اصفهانی