گنجور

اشعار مشابه

 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷

 

من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی

کار دل بود که با دل نفتد کار کسی

دین و دنیا و دل و جان همه دادم چه کنم

وای بر حال کسی کوست گرفتار کسی

ناامید است ز درمان دو بیمار طبیب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب

 

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

هر کس آزار من زار پسندید ولی

نپسندید دل زار من آزار کسی

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۴

 

چون بود روز جزایی مکن آزار کسی

زانکه کس تا بقیامت نبود یار کسی

به که در راه محبت چو الف راست شوی

که درین ره بکجی راست نشد کار کسی

گر ز خورشید چو مجنون ببیابان سوزی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۳

 

یار من یار کسی گشته و دلدار کسی

چه شدی گر نشدی یار کسی یار کسی

خار خاریش نه زین خار که بر دل دارم

که نرفته است به پای گل من خار کسی

نکند ار چه دل آزار من آزار کسان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سحاب اصفهانی