گنجور

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » مراتب یقین

 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - اقسام الهام و وسوسه و علامات آنها

 

هر طرف غول نواخوان جرس جنبانی است

در ره عشق به هر زمزمه از راه مرو

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » علل ترس از مرگ

 

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

راحت جان طلبم از پی جانان بروم

به هوای لب او ذره صفت رقص کنان

تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - راه معالجه تکبر

 

تا تطاول نپسندی و تکبر نکنی

که خدا را چو تو در ملک بسی جانورست

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - راه معالجه تکبر

 

قد خم، موی سفید، اشک دمادم یحیی

تو بدین هیئت اگر عشق نبازی چه شود

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - مذمت دنیا و بی ارزشی و بی اعتباری آن

 

آخری نیست تمنای سر و سامان را

سر و سامان به از این بی سر و سامانی نیست

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - مذمت مال و مالداری

 

از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش

کاندرین دیر کهن حال سبک باران خوشست

حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلی است

تا نپنداری که احوال جهانداران خوشست

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - طرق رهایی از مفاسد مال

 

آشنایان ره عشق در این بحر عمیق

غرق گشتند و نگشتند به آب آلوده

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - درجات و اقسام زهد

 

از در خویش خدایا به بهشتم مفرست

که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - فضیلت و شرافت فقر

 

اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل

کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی

خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر

پای دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صفت چهارم - طمع و مفاسد آن

 

گر گدائی کنی از درگه آن کن باری

که گدایان درش را سر سلطانی نیست

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - نکات و دقایق باطنی سخاوت

 

ای که چندین به هنرمندی خود مغروری

وای اگر بر تو گذارند دمی کار تو را

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » علاج منت گذاشتن و ایذای فقیر

 

بر در میکده رندان قلندر باشند

که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » تکلم به سخنان بیهوده

 

کاشکی قیمت انفاس بدانستندی

تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - معالجه مرض حسد با علم و عمل

 

دنیی آن قدر ندارد که بر آن رشک برند

ای برادر که نه محسود بماند نه حسود

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صفت سیم - ظلم و مفاسد آن

 

دردمندان بلا زهر هلاهل نوشند

قصد این قوم خطا باشد هین تا نکنی

منجنیق آه مظلومان به صبح

زود گیرد ظالمان را در حصار

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » صفت سیم - ظلم و مفاسد آن

 

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند

بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » عدالت و فضیلت آن

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - فضیلت و ثواب آشتی و الفت

 

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد

آه اگر از پی امروز بود فردائی

ملا احمد نراقی
 

ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - شرافت گمنامی و بی اعتباری در نظر مردم

 

هر که را خوابگه آخر به دو مشتی خاک است

گو چه حاجت که بر افلاک کشی ایوان را

برو از خانه گردون به در و نان مطلب

کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

ملا احمد نراقی
 
 
۱
۲
sunny dark_mode