گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)» و حروف قافیهٔ «ستم»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۴

 

بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم

بده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم

ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان

دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه شکستم

قدحی بود به دستم بفکندم بشکستم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۵

 

بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم

بده ای حاتم مستان قدح زفت به دستم

هله ای سرده مستان به غضب روی مگردان

که من از عربده ناگه قدحی چند شکستم

چه کم آید قدح آن را که دهد بیست سبوکش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۵

 

رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم

بر من ای اهل نظر عیب مگیرید که مستم

هر شبم چشم تو در خواب نمایند که گویند

نیست از باده شکیبم چکنم باده پرستم

ترک سر گفتم و از پای تو سر بر نگرفتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی