گنجور

شعرهای با وزن «فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)» و حروف قافیهٔ «یرم»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۹۴

 

به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم

برو ای طبیبم از سر که دوا نمی‌پذیرم

همه عمر با حریفان بنشستمی و خوبان

تو بخاستی و نقشت بنشست در ضمیرم

مده ای حکیم پندم که به کار در نبندم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹

 

بکش ار کشی به تیغم، بزن ار زنی به تبرم

بکن آنچه می‌توانی که من از تو ناگزیرم

همه شرط عاشق آنست که کام دوست جوید

بکن ار کنی قبولم، ببر ار بری اسیرم

سر من فرو نیاید به کمند پهلوانان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی