گنجور

شعرهای با وزن «فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)» و حروف قافیهٔ «رنداری»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۸

 

خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری

جگر حسود خون شد تو مگر جگر نداری

قمری است رونموده پر نور برگشوده

دل و چشم وام بستان ز کسی اگر نداری

عجب از کمان پنهان شب و روز تیر پران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۷

 

دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری

سوی مستقر اصلی ز چه رو سفر نداری

به دم خوش سحرگه همه خلق زنده گردد

تو چگونه دلستانی که دم سحر نداری

تو چگونه گلستانی که گلی ز تو نروید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی