×
اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹
تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
ز چه داد زهر ما را، چه بود جوابش، آتش
ز دلم گرفت نسخت مگر آن دهان تنگش
چو ندید کس دهانش به چه میدهد نشانش
ز میانش ار بیابم بخرم به جان کناری
[...]
۵ بیت
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۶
نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
مگر آدمی نباشد؟ که نباشد این مذاقش
می صاف و لعل نوشین که نخواهد ای پری وش
مگر آن حریف مسکین که نیفتد اتفاقش
ز فراق خاک گشتم ببر ایصبا غبارم
[...]
۶ بیت
رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۰۰ - عراقی همدانی قُدِّسَ سِرُّه
بروم ز چشم مستش نظری به وام گیرم
که به آن نظر ببینم رخ خوب لاله رنگش
۱ بیت
