گنجور

اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش

ز چه داد زهر ما را، چه بود جوابش، آتش

ز دلم گرفت نسخت مگر آن دهان تنگش

چو ندید کس دهانش به چه می‌دهد نشانش

ز میانش ار بیابم بخرم به جان کناری

[...]

۵ بیت
اثیر اخسیکتی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۶

 

نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش

مگر آدمی نباشد؟ که نباشد این مذاقش

می صاف و لعل نوشین که نخواهد ای پری وش

مگر آن حریف مسکین که نیفتد اتفاقش

ز فراق خاک گشتم ببر ایصبا غبارم

[...]

۶ بیت
اهلی شیرازی