×
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱
ز تجلی جمالش نظر از دو کون بستم
به صمد نمود راهم صنمی که میپرستم
به هوای مهر رویش همه مهرها بریدیم
به امید عهد سستش همه عهده شکستم
پی دیدن خرامش سر کوچهها ستادم
[...]
۹ بیت
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳
نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینم
عجبی نباشد از من که بری ز کفر و دینم
تو و کوچهٔ سلامت، من و جادهٔ ملامت
که به عالم مشیت تو چنان و من چنینم
نه تو من شوی، نه من تو، به همین همیشه شادم
[...]
۱۱ بیت
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷
چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستی
برِ دشمنان نشستی، دلِ دوستان شکستی
سرِ شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کُشتی
[...]
۱۱ بیت
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰
شب چارده غلامی ز مه تمام داری
تو چه خواجهٔ تمامی که چنین غلام داری
مگر از سیاه روزی تو مرا نجات بخشی
که طلوع صبح روشن ز سواد شام داری
حشم کرشمه از پیش و سپاه غمزه از پس
[...]
۱۴ بیت
