گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷

 

خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنستنیم نانی دررسد تا نیم جانی در تنست
گفتمش آخر پی یک وصل چندین هجر چیستگفت آری من قصابم گردران با گردنست
دی تماشا رفته بودم جانب صحرای دلآن نگنجد در نظر چه جای پیدا کردنست
چشم مست یار گویان هر زمان با چشم مندر دو عالم می‌نگنجد آنچ در چشم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶

 

راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنستوندرین ره نفس کش کافر ز بهر کشتنست
نفس اماره و لوامه‌ست و دیگر ملهمهمطمئنه با سه دشمن در یکی پیراهنست
خاک و باد و آب و آتش در وجود خود بدانرو درین معنی نظر کن صدهزاران روزنست
چار نفس و چار طبع و پنج حس و شش جهتهفت سلطان باده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۶

 

با کمال بی‌نقابی پرده‌دارم شیونست

همچو درد از دل برون جوشیدنم پیراهنست

سجده ریزی دانه را آرایش نشو ونماست

درطریق سرکشها خاک‌گشتن هم فنست

عافیت‌گم‌کردهٔ تا چند خواهی تاختن

هوش اگرداری دماغ جستجویت رهزنست

رهنورد عجز را سعی قدم درکار نیست

شمع را سیرگریبان نیز از خود رفتنست

لاله‌زار دل سراسر موج عبرت می‌زند

هرگل داغی‌که می‌بینی شکافت‌گلخنست

اختیاری نیست‌گردش از نظرها نگذرد

در تماشاگه عبرت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۷

 

در جهان عجز طاقت پیشگی‌گردن زنست

شمع را از استقامت خون خود درگردنست

ذوق عشرت می‌دهد اجزای جمعیت به باد

گر به دلتنگی بسازد غنچهٔ ماگلشنست

هرکه رفت از خود به داغی تازه‌ام ممتازکرد

آتش این‌کاروانها جمله بر جان منست

جنبشم از جا برد مشکل‌که همچون بیستون

پای خواب‌آلود من سنگ گران در دامنست

پیش پای خویش از غفلت نمی‌بینم چو شمع

گرچه برم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۸

 

درخور غفلت نگاهی رونق ما و منست

خانه تاریک است اگر شمع تأمل روشنست

چیست نقد شعله غیرز سعی خاکستر شدن

سال و ماه زندگانی مدت جان‌کندنست

دل به سعی‌گریهٔ سرشار روشن‌کرده‌ایم

این چراغ بیکسی را اشک حسرت روغنست

خامکار الفت داغ محبت نیستم

همچوآتش سوختن از پیکر من روشنست

ساغر عشرتگه می‌گیرد،‌که در بزم بهار

همچو مینا شاخ‌گل امروز خون درگردنست

ننگ تصویریم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی