گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳

 

من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکی‌ست
عالمی پر از شهید و غمزه قاتل یکی‌ست
خواه سوی کعبه رو خواهی ره بتخانه گیر
کوی عشق است این به هر جا می‌روی منزل یکی‌ست
نه ز هجران خسته دل گردیم نی از وصل خوش
موج دریاییم ما را لجه و ساحل یکی‌ست
وادی عشق است اینجا ساربان آهسته ران
هر قدم مجنونی افتاده‌ست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲

 

در سر کوی وفا عشاق را منزل یکی‌ست
گر کم و بیشت تخم معرفت حاصل یکی‌ست
کن گذر در قتلگاه عشق او بنگر به خون
هر قدم بس کشته‌ها افتاده و قاتل یکی‌ست
ناله گوناگون گر از دل می‌رسد نبود عجب
هر سو موش ز تیری نالد و بسمل یکی‌ست
گوی آن دلداده را کوغریب عشق اوست
ره به پیش و پس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی