گنجور

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳

 

سنبلت را صبا بر گل مشوش می‌کند
هر خم زلفت مرا نعلی در آتش می‌کند
باد در وقت سحر می‌آورد بویت به من
باد وقتش خوش! که او وقت مرا خوش می‌کند
لعل جانبخش لبت دلهای مسکینان به لطف
جمع می‌دارد، ولی زلفت مشوش می‌کند
دیده تر دامنم تا می‌زند نقشت بر آب
خاک کویت را بخون هر شب منقش می‌کند
توبه زهد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۸

 

زلف ترک من صبا هردم مشوش می کند
تا دماغ عاشقان از بوی آن خوش می کند
با زمین مرده ابر نو بهاری کی کند
آنچه بامن بوی زلف یار سرکش می کند
از لطافت ترک من گویی که هست آب حیات
خاصه آن ساعت که طبعش همچو آتش می کند
سبزه و آب و شراب و شاهد و رود و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی