گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶

 

هر که دولت یافت، شست از لوح خاطر نام مااوج دولت، طاق نسیان است در ایام ما
می‌خورد چون خون دل هر کس به قدر دستگاهباش کوچکتر ز جام دیگران، گو جام ما
در نظر واکردنی طی شد بساط زندگیچون شرر در نقطهٔ آغاز بود انجام ما
طفل بازیگوش، آرام از معلم می‌بردتلخ دارد زندگی بر ما دل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹

 

از نصیحت خامتر گردد دل خودکام ما
از نمک سنگین شود خواب کباب خام ما
هر که دولت یافت، شست از لوح خاطر نام ما
اوج دولت طاق نسیان است در ایام ما
قسمت ما زین شکارستان به جز افسوس نیست
دانه اشک تلخ می گردد به چشم دام ما
مردمی گردیده است از چشم خوبان گوشه گیر
چین ابرو مد انعام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی