گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «ونمیگریست»

 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱

 

شیشه می دور ازان لبهای میگون می گریست

تا دل خود را دمی خالی کند، خون می گریست

دوش بر سوز دل من گریها می کرد شمع

چشم من آن گریه را می دید و افزون می گریست

آن نه شبنم بود در ایام لیلی، هر صباح

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳

 

دوش بر یاد تو چشمم دمبدم خون می گریست

سوز من می دید شمع و از من افزون می گریست

گریه تلخ صراحی نیز بی چیزی نبود

غالبا از شوق آن لبهای میگون می گریست

صبحدم یارب کواکب بود ریزان از سپهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸

 

دوش بر یاد تو چشمم دمبدم خون می گریست

سوز من می دید شمع و از من افزون می گریست

گریه تلخ صراحی نیز بی چیزی نبود

غالبا از شوق آن لبهای میگون می گریست

صبحدم یارب کواکب بود ریزان از سپهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی